از روزي کـه تــو پـا بـه زمــيـن گــذاشـتــي
گــرم شــدنــش آغــاز شــد!
و هـنــوز دانـشـمـنـدان در پــي ايـنـن
کــه چــرا يـخ هــاي قــطــب جــنــوب آب مـيـشــوند !

اي کاش که من پير شوم در بغلت
با دست تو زنجير شوم در بغلت
پرواز پر از حس رهايي ست ولي
اي کاش زمين گير شوم در بغلت

عـــ ـشـ ــق ميتواند …
فـاحشهـ بســازد از فرشته هـا …
اگــر معـشـــوق اشـتبـاهـ ـي باشــد …

هرجاي اين سرزميني باش !
فقط هرروزخنده هايت رابرايم پســــــــــــت کن . . .

بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگيرند هنوز با نخ اسير زمين اند !
من اما با تو …
با آغوش گرمت …
با تمام بوسه هايت …
روي همين زمين به اوج ميرسم

اگر فکر کردى ازت خوشم مياد
و برام خيلى عزيزى و دلواپستم
و اگه نبينمت دلم برات تنگ ميشه
براى اولين بار درست فکر کردى !

چقدر خوشحــ ــال بود شيطــ ــان وقتے سيبــ را چيدم …
گمان مے کرد فريب داده استــ مرا
نمے دانستــ تو پرسيده بودے :
مرا بيشتر دوستــ دارے يا ماندن در بهشــ ــتــ را

ديـگـر هـيـچ مـزه اي دلـچـسـب نـخـواهـد بـود . .
مـن تـمـامِ حـسِ چــِشـايـي ام را . .
رويِ لـبـانـت . .
جـا گـذاشـتـه ام . .

عاشقي مي کنم!
لـــــج مي کنم!
بد اخلاق مي شوم!
دست خودم نيست …
ساعت و زمان هم ندارد!
تــــــــو که نباشي …
زندگي به کام من تلخ است ..

گفتم:دوسم داري ؟
گفت:بچه اي برو بزرگ شو !
رفتم بزرگ شدم اما انقدر بزرگ شدم که يادم رفت دوسش داشتم…!