چيزي ويرانگرتر از اين نيست
که دريابيم فريب همان کساني را خورده‌ايم که باورشان داشته ايم . . .

دلم مي خواست زمان را به عقب باز مي گرداندم
نه براي اينکه آنهايي که رفتند را باز گردانم
براي اينکه نگذارم بيايند . . .

دوستي را که چشم انتخاب کند ، ممکن است محبوب دل نشود
ولي آن را که دل انتخاب کند ، بي گمان نور چشم خواهد شد . . .

تنهايي قشنگ‌ترين حس دنياست
چون براي داشتنش نياز به هيـــــچ‌ کـــــس نداري . . . !

مرد نيستم اما حرفم يکيست
تو !

اي دلم مستغرق سوداي تو / سرمه ی چشمم ز خاک پاي تو
جان من من عاشقم از ديرگاه / عاشق ياقوت جان افزاي تو . . .

موهــــاي بلنــــدم را
هيــــچ دوســــت نــــدارم
وقتــــي طنــــابِ دارم مي شـــوند
بـــي نــــوازشِ دســــت هاي تـــــــو . . .

نمي داني چه رنجيست ماندن
وقتي همه براي رفتن تو دعا مي کنند . . .

فقط غروب جمعه نيست که دلگير است
کافيست ”دلت” “گير” باشد . . .

بيا با هم خانه‌اي بسازيم
بي‌هيچ دري به بيرون
تنها دريچه‌اي کافي‌ست
تا به خيابان نگاه کنيم و بخنديم
به اين زنداني‌هاي سرگردان . . .