97.اس ام اس عاشقانه
من ديوانه ي آن لحظه اي هستم که تو دلتنگم شوي
و محکم در آغوشم بگيــري
و شيطنت وار ببوسيم
و من نگذارم !
عشق من ، بوسه با لجبازي ، بيشتر مي چسبد !
هرگز نفهميدم فراموش کردن درد داشت يا فراموش شدن
به هر حال دارم فراموش ميکنم فراموش شدنم را . . .
هيچ ميدانستي
زيباترين عاشقانه اي که برايم گفتي
وقتي بود که اسمم را با “ميم” به انتها رساندي . . .
دل خوشم با غزلي تازه همينم کافي ست
تو مرا باز رساندي به يقينم کافي ست
قانعم ، بيشتر از اين چه بخواهم از تو
گاه گاهي که کنارت بنشينم کافي ست . . .
اتاق تنهاييم پا به ماه اتفاق تازه ايست
به گمانم يکي نبود قصه هاي من در راه است . . .
عاشق ترين مرد ، آدم بود
که بهشت را به لبخند حوا فروخت . . .
مرا تا نقره باشد ميفشانم / تو را تا بوسه باشد ميستانم
و گر فردا به زندان ميبرندم / به نقد اين ساعت اندر بوستانم
جهان بگذار تا بر من سر آيد / که کام دل تو بودي از جهانم . . .
نميدانم چرا بين اين همه آدم پيله کردم به تو !
شايد فقط با تو پروانه ميشوم . . . !
يا رب تو مرا به يار دمساز رسان / آوازه? دردم بهم آواز رسان
آن کَس که من از فراق او غمگينم / او را به من و مرا به او بازرسان . . .
هنوز همسوار مرکب خيال من تويي
هنوز هم يگانه شاهکار اين قلم تويي
هرآن به ياد تو، به مدح عشق مي رسم
و باز شرح هرنگاه عاشقانه ام تويي . . .