خوبه ديگه ، تو راحت تو خونه نشستي ولي من تو تعميرگاه هستم ، ميدوني چرا ؟
چون
خرابتم

امروز روز اختراع كبريته ، روزت مبارك آتيش پاره

عشق مثل يك واژه ي گرم و روان جاري مي شود درسطرخاموش زندگي نقطه پاياني مي
شودبرانتهاي خط

از دشمني تا دوستي يک لبخند از جدايي تا پيوند يک قدم . از توقف تا پيشرفت يک حرکت
از عداوت تا صميميت يک گذشت . از شکست تا پيروزي يک شهامت از عقب گرد تا جهش يک
جرات . از نفرت تا علاقه يک محبت از خست تا سخاوت يک همت . از صلح تا جنگ يک جرقه
از آزادي تا زندان يک غفلت

ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه
همسرش,ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري* من سخاوت
ديده ام دل را به هرکس مي دهم *شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه
دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين دورتومي گرده . ولي من نمي زارم
چون فقط من بايد دورت بگردم

اگر امروز خواستي و نتوانستي ، که معذوري ... ولي اگر روزي توانستي و نخواستي ،
منتظر روزي باش که بخواهي و نتواني

اگه قرار بود ليلي و مجنون به هم ميرسيدن كه ديگه نه ليلي ليلي بود نه مجنون مجنون
عشق واسه رسيدن نيست . عشق حسرت رسيدنه