12.جوک متفرقه
خسیسه دمه مرگ وقت وصیت میگه احمد کوجاست؟ -- اینجام بابا
ممد کوجاست؟ -- اینجام بابا
مامانیت کو ؟ -- اینجام آقا !
آ پدر سگا همتون که اینجاین پس چرا چراغ توالت روشن ست ؟
حیف نون برای خودكشی كردن طناب به كمرش میبنده میگن چرابه كمرت بستی میگه آخه اول انداختم گردنم داشتم خفه میشدم
غضنفر پسرش کور به دنیا مياد اسمشو می ذاره حيدرمريم زاده !
یارو میره الکتریکی میگه: گلاب به رویتون ، لامپ دارید؟ یارو میگه: آره ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو میگه: آخه برای توالت میخوام
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .
افغانیه میره خونه زنه دزدی زنه میترسه میگه بیا این طلاها اینم پول! افغانیه میگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجان؟
به غضنفر ميگن شنيديم آدم شدي! غضنفر ميگه: نامردا شايعه كردن!
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست
حیف نون می گه: ببخشید…
بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!
یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟ حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه... زنم پیدا شد
توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!
ممد کوجاست؟ -- اینجام بابا
مامانیت کو ؟ -- اینجام آقا !
آ پدر سگا همتون که اینجاین پس چرا چراغ توالت روشن ست ؟
حیف نون برای خودكشی كردن طناب به كمرش میبنده میگن چرابه كمرت بستی میگه آخه اول انداختم گردنم داشتم خفه میشدم
غضنفر پسرش کور به دنیا مياد اسمشو می ذاره حيدرمريم زاده !
یارو میره الکتریکی میگه: گلاب به رویتون ، لامپ دارید؟ یارو میگه: آره ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو میگه: آخه برای توالت میخوام
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .
افغانیه میره خونه زنه دزدی زنه میترسه میگه بیا این طلاها اینم پول! افغانیه میگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجان؟
به غضنفر ميگن شنيديم آدم شدي! غضنفر ميگه: نامردا شايعه كردن!
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست
حیف نون می گه: ببخشید…
بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!
یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟ حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه... زنم پیدا شد
توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:6 توسط رویا
|