11.جوک متفرقه
به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!
سه نفر توي هواپيما برای هم كلاس ميذاشتند . اولين نفر با موبايل دومين نفر با لب تاپ سومين نفر ميبينه داره كم مياره ميره يك دستمال كاغذي رو لوله مي كنه ميگذاره توي جيبش البته يك گوشه از دستمال كاغذي را از جيبش بيرون ميگذاره بعد مي ايد پيش دوستاش يكي از دوستاش ازش مي پرسه اين چيه از جيبت بيرونه ؟ ميگه واي خداي من كي براي من فكس فرستاده !!!؟؟؟
غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش میفروشن. چند روز بعد ازش ميپرسن: «اين طوطیه حرف هم ميزنه؟» غضنفر جواب میده: «حرف نمیزنه ولی خيلي توجه ميکنه.»
غضنفر دست میندازه دورگردن دوست دخترش بلد نیست چی بگه .میگه گردنتو بشکونم ؟
دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! . فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید.........
از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!
حیف نون به زنش مي گه: برو مهرت رو بذار اجرا خونه بخريم!
به حيف نون مي گن: اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني؟ مي گه: خفه شو! من خودم زن دارم!
حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!
حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند!
سه نفر توي هواپيما برای هم كلاس ميذاشتند . اولين نفر با موبايل دومين نفر با لب تاپ سومين نفر ميبينه داره كم مياره ميره يك دستمال كاغذي رو لوله مي كنه ميگذاره توي جيبش البته يك گوشه از دستمال كاغذي را از جيبش بيرون ميگذاره بعد مي ايد پيش دوستاش يكي از دوستاش ازش مي پرسه اين چيه از جيبت بيرونه ؟ ميگه واي خداي من كي براي من فكس فرستاده !!!؟؟؟
غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش میفروشن. چند روز بعد ازش ميپرسن: «اين طوطیه حرف هم ميزنه؟» غضنفر جواب میده: «حرف نمیزنه ولی خيلي توجه ميکنه.»
غضنفر دست میندازه دورگردن دوست دخترش بلد نیست چی بگه .میگه گردنتو بشکونم ؟
دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! . فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید.........
از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!
حیف نون به زنش مي گه: برو مهرت رو بذار اجرا خونه بخريم!
به حيف نون مي گن: اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني؟ مي گه: خفه شو! من خودم زن دارم!
حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!
حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند!
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:2 توسط رویا
|