شمع و پروانه و بلبل همه جمع اند ، بی رحم ، بیا رحم به "تنهایی" من کن


کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، "تنهایی" بهترین همدم اوست


اى مسافر غريبه چرا قلبمو شكستى
رفتى و تنها گذاشتى دل به ناباورى بستى
حالا من تنها نشستم بانواى بى نوايى
چه غريبم اينجا اى غريبه بى وفايى


گريه نكن زندگى رنگارنگه...
يه وقتايى دور شدن هم قشنگه...
شايد اگه همش بودى كنارم...
يه وقت ميديدى كه دوستت ندارم...


کاش میشد کنار زد این کابوس غم انگیز غم را (جدایی)
که تعبیرش فرو ریختن قصر سپید آرزوهام است


آنقدر زير لبم نام تو را
زمزمه كردم ، كه لبم سوخت
ولي نام تو را توبه نكردم


تحمل "تنهايي" بهتر از گدايي محبت است ;-(


چوپان قصه ما دروغگو نبود، اوتنها بود،وازفرط تنهایی فریاد گرگ سرمی داد،افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد،وهمه در پی گرگ بودند، دراین میان فقط گرگ فهميدكه چوپان تنهااست..؟!


اى دلبر ديرينه ام
هر لحظه يادت ميكنم
نقش رخت در سينه ام
هر لحظه يادت ميكنم


این عشق برای من هیچ نداشت اما...گلهای بالشم را باغبان خوبی بود اشک های هرشب من