ا=اهواك انا اهواك
ح=حلفت ما انساك
ب=بدا يكبر غلاك
ك= كل شي ولا فرقاك


دمعه تسيل وشمعه تنطفي والعمر بدونك يختفي ومن دونك قلبي ينتهي


اموت حسره وقهر لوانت تنساني... وارضي اعيش بسجن بس انت سجاني


القلب لك ينادي والروح بعدك سراب كل الوجوه تغيب عادي وانت غيابك عذاب


لا تحزن ولا تهتم انا عنك اشيل الهم انا احبك بكل جنون انا افدي دموعك دم


احبك واحب اسمك واحب اللي خلق رسمك يا اصعب درس بلكون راسب بيك ما فهمك
ترجمه :
دوستت دارم و اسمت را دوست دارم و دوست دارم کسی که تو را خلق کرد . ای سخترین درس و من در شناختت مردودم .


نفسي اكون نجمه سماك همسه شفاك شمعه مساك بس تبقي معايا و انا معاك
ترجمه :
آرزوی من اینه که ستاره آسمانت ، پیشقدم دیدارت ، روشنایی شمع شوم فقط با من بمان و من با تو میمانم .


طلبت من القلم يرسمك رد بكل خجل اسف ما اقدر اخدمك!!! سالته ايه السبب ؟؟قال انا اعرف ارسم قمر وزهر وارسم غيمه مطر لكن ما اعرف ارسم ملاك علي هييه بشر
ترجمه :
از قلم خواستم تو را بکشد ، خجالت کشید و گفت نمیتوانم به تو خدمت کنم !!! دلیلش را پرسیدم ؟؟ گفت من بلدم ماه و آسمان و ابر و باران را بکشم ولی نمیتوانم فرشته ای به شکل انسان بکشم .


حواسي خمس وانت سادسها والعجايب سبع وانت ثامنها ودنيتي وحده وانت شاغلها
ترجمه :
حواسم 5 گانست و تو ششمی و عجایت هفتگانست و تو هشتمی و دنیای من یکیست و تو آن را در بر گرفتی


احبك و احب من يحبك و كل من حاول يحبك و كل من فكر يحبك واحب الحب لانه منك
ترجمه :
دوستت دارم و دوست دارم کسی که تو را دوست دارد و کسی که سعی کند تو را دوست بدارد و کسی که فکر میکند دوستت دارد و دوست دارم دوست داشتن را زیرا از تو است